سیستمم هنوز اینه...
براي همين نميتونم بيام پيشتون
...................................................
سلام عليكم
خلاصه...یه مثل آلمانی میگه:
افتادن در گل و لای ننگ نیست .ننگ دراین است که در گل و لای بمانی.
لذا از اساتید فن و صاحب نظران گرامی و نمایندگان برحق خدا در زمین
خواهشمند است برای پیش گیری از ماندن این بنده حقیر در گل ولای
؛بصورت آنلاین و لحظه ای صورت وضعیت مربوط به اعمال اينجانب را اعلام
فرمايند...باشد كه باعنايات اين بندگان شايسته خدا واين خلفاي ناشناس
واين سربازان گمنام الهي ما نيز ازفروغلطيدن درشعله هاي مهيب دوزخ
در امان مانيم.(همچنين از ايشان دعوت ميشود كه طبق سفارش استاد
ارجمندم كتاب نفس خود را پيش از هر كتابي ملاحظه فرمايند.)
و من الله توفيق
................................................
كلام بزرگان:
عظمت مردان بزرگ ازطرز رفتاشان با مردمان كوچك آشكار مي شود.
(ديل كارنگي)
سلام علیکم
من که ظاهرا مرخصی ندارم هیچوقت...
اما اینجور که بوش میاد و از ظواهر امر پیداست کامپیوترم قصد کرده این بشه...
حالا بگذریم که این بار اولش هم نیست...
خلاصه، که اینکه به شما سرنزدم رو نزارید پای بی معرفتی و فراموشکاریم...
سیستمم درست بشه میام.
............................................................................................
کلام بزرگان:
این بار ۲ جمله!
۱-
امام حسن علیه السلام:
آن کس که از روزگار تجربه آموخت هرگز فریب جهانیان را نخواهد خورد.
۲-
ما همواره باید به خاطر داشته باشیم که از نتایج اعمال خود برخوردار خواهیم شد.
(جان کایزل)
........................................
فعلا براتون شعر نمیزارم ...
ای دوست بیا گزیده گویی بکنیم
با مستمعین خود نکویی بکنیم
گیریم که شعر قند باشد ،لطفا
در مصرف قند صرفه جویی بکنیم
(؟)
..........................................................................................
دست همتون درد نکنه که به من سر میزنین...
یه چند روزی بااجازه شما میرم مرخصی...
امیدوارم که روزگار بر وفق مرادتان باشد...
...............................................
کلام بزرگان
اميدوارم کتاب نفس خودرا قبل از هرکتاب ديگري مطالعه کنی.(اقرا کتابک)
(ف.بردبار)
................................................................
هنوز امید دارم
مثل بادبادکی هستم که تنها به یک رشته باریک متصل است
از بهشت آویخته شدم درجهنم
با یک رشته باریک
اگر دستهایم را نگرفته باشی...
الهی و ربی من لی غیرک؟
................................................................
انگار پای ثانیه ها لنگ می شود
وقتی دلی برا ی دلی تنگ می شود
(؟)
................................................................
در پناه خالق مهربانی
تا بعد...
عیدتون مبارک

............................................................
و این هم کلام بزرگان:
بهش گفتم یه حرفی بزن تا دلم آروم بگیره؛گفت:
اللهم صل علی علی ابن موسی الرضا المرتضی...
یا ابا الحسن،یا علی ابن موسی،ایها الرضا یابن رسول الله
یا حجة الله علی خلقه
یا سیدنا و مولا نا
انا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بک الی الله
و قدمناک بین یدی حاجاتنا...
یا وجیها عند الله
اشفع لنا عندالله
بعد هم دستاشو برد بالا و گفت:
یا امام رضا! توکه میدونی دستمون کوتاهه...
.......................................................................
خیال خام پلنگ من به سوی ماه پریدن بود
و ماه را ز بلندایش به روی خاک کشیدن بود
پلنگ من،دل مغرورم، پرید و پنجه به خالی زد
که عشق، ماه بلند من، ورای حد رسیدن بود
گل شکفته خداحافظ اگرچه لحظه ی دیدارت
شروع وسوسه ای در من به نام "دیدن و چیدن" بود
اگرچه هیچ گل مرده دوباره زنده نشد اما
بهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود
من و تو آن دو خطیم آری موازیان به ناچاری
که هر دو باورمان زآغاز به یکدگر نرسیدن بود
شراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کام من
فریبکار دغل پیشه بهانه اش نشنیدن بود
چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می بافت ولی به فکر پریدن بود
(حسین منزوی)
..................................................................................
وقت رفتن است
چمدانم را از نگاه مهربانت پر کن
دستهایم را محکمتر بگیر...محکمتر...محکمتر...
قاب بگیر لحظه های با هم بودن را
شاید این بار تصویر آخرین لبخندم را برایت پست کنم
و شاید پیراهنی که بوی تورا میدهد،مرا به باد دهد
دیگر هیچ کس به من از من نزدیکتر نیست...
و هیچ کس به تو از تو نزدیکتر!!
بیا خودمان را با خودمان به گور ببریم
این آخرین سقوط است...
(ریحانه)
کلام بزرگان
مواظب باش هر جا که مي روي طالب خير باشي چون در آن صورت
خداوند آنچه را طالب آن هستي از در ديوار بر تو مي ریزد.
(ف.بردبار)
.........................................................................
یه ازدواج جالب!
پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است
پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است
پدربه نزدبیل گیتس میرود و می گوید:برای دخترت شوهری سراغ دارم
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند
پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است
بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است
بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود
پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم
مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!
پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!
مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد
و معامله به این ترتیب انجام می شود !
....................................................................................
اولین باری که توفانی شدیم
پیش پای عشق قربانی شدیم
بغض چندین سالهء ما باز شد
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
(اکرامی)
کلام بزرگان
امیر المومنین علی علیه السلام:
ناتوان ترین مردم کسی است که در دوست یابی ناتوان است،
و ناتوان تر از او آن که دوستان خود را از دست بدهد.
............................................................................................
چنان که از قفس هم دو یاکریم به هم
از آن دو پنجره ما خیره می شدیم به هم
به هم شبیه،به هم مبتلا ،به هم محتاج
چنان دو نیمه سیبی که هر دو نیم به هم
من و توایم دو پژمرده گل میان کتاب
من و توایم دو دلبسته از قدیم به هم
شبیه یکدگریم و چقدر دلگیر است
شبیه بودن گلهای بی شمیم به هم
من و تو رود شدیم و جدا شدیم از هم
من و تو کوه شدیم و نمی رسیم به هم
بیا شویم چو خاکستری رها در باد
من و تو را برساند مگر نسیم به هم...
(فاضل نظری)
......................................................................
یادت هست؟؟؟
....
کجای عشق نوشته است باید رفت؟
به قلبم نگاه کن...
از همیشه دلتنگ ترم...
من از بی تو بودن می ترسم...
مثل تو ...از بی من بودن...
الهی و ربی ! من لی غیرک؟
کلام بزرگان
امیر المومنین علی علیه السلام:
از دست دادن دوستان غربت است.
ممنونم الهام خانم.
فقط میخواست همو فهمیده باشیم
بدونیم نیمه ی ما مال ما نیست
فقط خواست نیمه مونو دیده باشیم
تموم لحظه های این تب تلخ
خدا از حسرت ما با خبر بود
خودش ما رو برای هم نمی خواست
خودت دیدی دعامون بی اثر بود
چه سخته مال هم باشیم و بی هم
می بینم میری و می بینی میرم
تو وقتی هستی اما دوری از من
نه میشه زنده باشم نه بمیرم
نمیگم دلخور از تقدیرم اما
تو میدونی چقدر دلگیره این عشق
فقط چون دیر باید می رسیدیم
داره رو دست ما می میره این عشق
(؟)
کلام بزرگان:
دل هرکجا برود ، وجود را می برد.
(ف.بردبار)
......................................
و اما بعد...
ای غم ای همدم دست از سر دل بردار
ای شادی یکدم مرهم به دلم بگذار
دل جای شادیست از غم شده ام بیزار
ای غم بیرون رو این خانه به او بسپار
با این خانه تنگ
با این پاره سنگ
با این دل چه کنم
این آلوده رنگ
دلا
بال مرا چرا شکستی
پر نزدی به گل نشستی
پر نزدی
تو دریا بودی
ز چه رو چون مردابی
ای دریا تا کی
ز نسیمی بی تابی
دل به دریا بزن در شب توفان
تا به کی سر زدن بر در زندان
تا کی تنهایی برخیز و پر گشا
در آسمان رها....................................................
یادمه اولین باری که اینو شنیدم مفصل گریه کردم...مثه الان!
دل تنگ شدم
دل تنگ
دل تنگ
دل تنگ
این دردیه که هیچ درمانی نداره!
راستی! بیا ...با صدایی که منو بیدار میکنه
این داستانو بلند بلند برام بخون...
بیا
بیا که به مرز فریاد رسیدم...
بیا که جنون هیچ حد و مرزی رو نمی شناسه...
بیا که فراموش کردم هر چی غیر از این آوازه...
آواز شدم
بال مرا چرا شکستی؟
ای شادی !
یکدم مرهم به دلم بگذار...
لبخندهای فراموش شده ام را میخواهم...
حتی اگر روزهای سرد دی ماه باشد...
در یخبندان...
در کوچه پس کوچه های فراموش شده برفی ذهنم...
به من نگاه می کنی...
و تنور میشود دستهایم ، در دستهای تو...
فقط یکدم...
مرهم به دلم بگذار...
دارم فریاد میشوم...
دارم آواز میشوم...
مرا بخوان...
مرا بخوان...
ای غم ای همدم دست از سر دل بردار...
تا دوباره اشکهایم را به مهمانی شانه هایت دعوت کنی...
هنوز پریشان بوی پیراهنت هستم...
هنوز...
ای دریا !
تا کی ز نسیمی بی تابی؟؟؟
تا کی تنهایی
بر خیز و پر گشا...
حتی فاصله های شیشه ای را نمیخواهم که دستهایمان را...
و چه فاجعه ای اتفاق افتاد...
می بینی؟
فریاد شدم...
آواز شدم...
مرا بخوان.........................................
نقطه .
سر خط !
کلام بزرگان:
سلام نام خداست و سلام علیکم یعنی خدا با شماست.چه خوبست که
انسان در همه کس خدا راببیند.پس:سلام علیکم.
(ف.بردبار)
................................
و اما بعد...
داستانش طولانیه.برای همین خلاصش میکنم.
خر ما از کرگی دم نداشت!
سه نفر رفتن پیش قاضی از یه مردی شاکی شدن.
قاضی با اون مرد پسر خاله بود!!!!
برای همین هم...خب معلومه دیگه...
نفر اول گفت این مرد با سنگ سر اسبمو شکسته.
قاضی یه نگاهی بهش کرد و گفت :اسبت چرا سر راه بوده؟
گردن اسبشو بزنید تا ادب بشه!
مرد هم گریه و زاریش در اومد که آخه این چه قضاوتیه؟
قاضی گفت خیلی حرف بزنی میدم گردن خودتم بزننااااااااااااااا
دومی گفت :این مرد باعث شده پدر پیرم بمیره.
قاضی برای اینم یه جریمه ای برید و کلشو داغ کرد...
سومی که شکایتش این بود که اون مرد دم خرشو کنده،
وقتی دید اوضاع این جوریه،ساکت شد.
نوبتش که رسید، قاضی بهش گفت:
شکایتت اینه که این مرد دم خرتو کنده؟؟؟!!!
مرد گفت:نخیر قربان،حالا که فکر میکنم میبینم خر من از کرگی دم
نداشته!
بعله...ایشون هم شکایتشونو پس گرفتن...
ببخشید که سمبلش کردم...
تو خواه از سخنم پند گیر خواه ملال...
................................
به مستوران مگو اسرار مستی
حدیث جان مگو با نقش دیوار...
والسلام
کلام بزرگان
امیر المومنین علی علیه السلام:
کسی را که نزدیکانش واگذارند بیگانه او را پذیرا می گردد.
........................................
واما بعد...
اگه میتونی اینو بشکن!!
یه روز ملا نصر الدین که کچل هم بود گرفتار تگرگ شد.
همین جور دونه های درشت تگرگ بود که می خورد تو سر و کله ملا و
خونین و مالینش کرده بود.ملا به دو رفت توی خونش.
بعد از چند لحظه با یک دسته هاون _که بطور معمول حدود 50 سانتی
مترطول داره و ین 10 تا15 سانتی متر قطر دو سرشه وشباهت زیادی
به دمبل داره و از نوعی چوب سخت ساخته میشه_ بیرون اومد و اونو
زیر بارش تند تگرگ گرفت و گفت:
خدایا !
کله کچل منو هر کسی میتونه بشکنه؛تو اگه میتونی اینو بشکن!
تو خواه از سخنم پند گیر خواه ملال...
...............................................
امروز داشتم برای یه کاری که تازه باید شروعش کنم برنامه ریزی میکردم.
از من اصرار و از دیگران انکار.
خلاصه کلی مجبور شدم پرحرفی کنم ؛ کاری که هیچ وقت خوشحالم نکرده!
فایده زیادی هم نداشت.
خواستم طبق معمول برنامه هامو یادداشت کنم،سر رسیدمو باز کردم،
تو پاورقیش نوشته بود:
از مخالفت نهراسید،بادبادک فقط وقتی میتواند بالابرود که با باد مخالف مواجه شود.(چرچیل)
سررسیدمو بستم و هیچی ننوشتم.برنامه هامو باید اون جوری که میخوام بنویسم.
با توکل به خدا شروع میکنم:
بسم الله الرحمن الرحیم.هر غیر ممکنی ممکن است، اگر تو بخواهی...
کلام بزرگان
دکتر علی شریعتی:
قبل از اینکه از راه رفتن کسی ایراد بگیری،یک بار کفشهایش را بپوش!
اینو به خودم گفتم که یادم بمونه...
........................................................................
بریم سر واما بعد خودمون
و اما بعد...
میفرمایند:
جوجه همیشه زیر غربیل نمی مونه
اینو در مورد بچه ها زیاد به کار میبرن.بچه هایی که فقط تا یه زمانی زیر
دستن و از پدر و مادر حرف شنوی دارن...
جوجه هارو وقتی کوچولو هستن و ریزه میزه میزارن زیر یه سبدهایی که
سوراخهای درشت داره.به زبون محلی به این سبدهامیگن غربیل(غربال).
جوجه ها همین که یه کمی بزرگتر میشن زیر اون غربیل جا نمیشن. اون
وقته که قدشون بلند میشه و بال و پر در میارن و قدرتشون زیاد میشه.
اونقدر که توانایی اینکه غربیلو بندازنو بیان بیرون دارن. اون وقت صاحبشون
که تا اون روز میتونست اونا رو زیر سبد نگهداره باید یه فکری براشون
برداره.
اینه که میگن:جوجه همیشه زیرغربیل نمی مونه.
....................................................................................
حالا که قرار است ملامت بکشیم
بگذار حسابی /دو سه پاکت بکشیم
وقتی که خماری بپرد از سرمان
شاید!!!! کمی ازخویش خجالت بکشیم
ج.ن.گ(ریحانه)



