تبليغاتX
شاعران پروازی

شاعران پروازی

کاش لحظه ها تکرار دوباره با تو بودن بود
سلام
سلام.

 

 

عیدتون مبارک

 

همین روزها ...شاید فردا ، با یه شعر تازه میام.

 

شاد باشید.

 

+نوشته شده در جمعه 30 آذر1386ساعتتوسط ریحانه (ج.ن.گ) |
 

می خواهمت چنان که شب خسته خواب را

 

می جویمت چنان که لب تشنه آب را

 

محو تو ام چنا ن که ستاره به چشم صبح

 

یا شبنم سپیده دمان آفتاب را

 

بی تابم آن چنان که درختان برای باد

 

یا کودکان خفته به گهواره خواب را

 

بایسته ای چنان که تپیدن برای دل

 

یا آنچنان که بال پریدن عقاب را

 

حتی اگر نباشی می آفرینمت

 

چونان که التهاب بیابان سراب را

 

ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی

 

با چون  تو پرسشی چه نیازی جواب را؟

 

(قیصر امین پور)

+نوشته شده در شنبه 24 آذر1386ساعتتوسط ریحانه (ج.ن.گ) |
ابری باش و آفتابی...
سلام.

 

یک روزدانه ای کوچک بودم

 

بی هیچ حرکتی

 

ناچیز

 

بی مقدار

 

نه بار داشتم نه بر

 

نه شاخه ای که شرارش نجات بخش سوزش سرما باشد

 

نه سایه ای که خنکایش مکان آسایش

 

ابر شدی و به سکوت و خاموشیم گریستی

 

آفتاب شدی و به سردی و رخوتم تابیدی

 

آغوش مهربانت بستری شد تا پا بگیرم و ریشه بدوانم

 

هر روز انتظار می کشیدی تا چشمهایم را باز کنم ،

 

قد بکشم و از قلب تیرهء خاک بیرون بیایم

 

...

 

...

 

...

 

کم کم بزرگ شدم

 

نه به اندازه تو!

 

تو هنوز ابری می شوی

 

هنوز آفتابی می شوی

 

هنو ز سینه ات پرورشگاه من است

 

هنوز دستهایت مقابل توفانهای سخت پناهگاه قلب بی پناه من است

 

..

 

...

 

....

 

شاخه هایم  به سوی آسمان کشیده شدند

 

و سایه ام زمین را فرا گرفت

 

حالا بارور شدم...

 

ابری باش و آفتابی

 

دستهایم پر است از دانه های کوچک بی بار و بر!

 

دانه هایی که میخواهند بزرگ شوند...

 

 

              (ریحانه)

+نوشته شده در جمعه 16 آذر1386ساعتتوسط ریحانه (ج.ن.گ) |
بدون شرح!

 

سلام

این هم یه پست تر و تازه.

برای شاعری که دیگر نیست.

برای او که می گفت :

(تا نگاه میکنی ،

لحظه عظیمت تو نا گزیر میشود.

آی

ای دریغ و حسرت همیشگی

ناگهان چقدر زود دیر می شود...

 

و چقدر زود دیر می شود.

 

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم

ولی دل به پاییز نسپرده ایم

چو گلدان خالی لب پنجره

پر از خاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود ما دیده ایم

اگر خون دل بود ما خورده ایم

اگر دل دلیل است آورده ایم

اگرداغ شرط است ما برده ایم

اگر دشنه دشمنان، گردنیم

اگر خنجر دوستان ،گرده ایم

گواهی بخواهید، اینک گواه

همین زخمهایی که نشمرده ایم

دل سر بلندو سر سربه زیر

از این دست عمری به سر کرده ایم

 

(زنده یاد، قیصر امین پور)

+نوشته شده در شنبه 10 آذر1386ساعتتوسط ریحانه (ج.ن.گ) |