اولین باری که طوفانی شدیم
پیش پای عشق قربانی شدیم
بغض چندین ساله ما باز شد
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد...
(اکرامی)
معشوق همیشه در دسترس من
هر وقت صدایت میکنم گویی که هیچ کس جز من نیست!
آرام مینشینی و حرفهایم را میشنوی.
قلب شکسته ام را در دستهایت میگیری
نوازشم میکنی
در آغوشم میکشی
همیشه مشتاقی...مثل من!
معشوق همیشه در دسترس من.
تو تنها خطی هستی که همیشه آزاد است.
همیشه در دسترس است
تنها راهی هستی که همیشه باز است.
تنها امید هستی
میدانم که اشتیاق انگشتان متلمسم را برای لمس محبتت نادیده نخواهی گرفت
پنجره را که باز میکنم... بهار را به خانه ام میفرستی،حتی در زمستان!
صدایم کن.
حالا بیشتر از همیشه منتظرم باش.
معشوق من...تنهایی دستهایم را به آفتاب نگاه تو میسپارم.
فردا باید دوباره اشک و لبخند رابه هم بیامیزم.
فردا زندگی دوباره آغاز میشود.
فردا امید هست
عشق هست
لبخند هست
وبهانه ها...
بـــــــــــــــــــهـــــــــــــانـــــــــــــهـــــــ گـــــــــــــــــیــــــــــر شــــــــــــــــــدمـــــــ
کمکم کن.
ریحانه
ببخشید دیر اومدم.
ببخشید دست خالی اومدم.
ببخشید که تنها موندم.
ببخشید که ............بهتون سر نزدم.
من همچنان گرفتارم، به قول یه دوست ((گرفته یارم))!
خلاصه
درست لحظه ا ی که خیال ماندن داری ،وقت رفتن میرسد.
وقتی وقتش برسد و همه چیز جور باشد ...
ناگهان بی آن که بدانی همه چیز ناجور می شود.
فکرش را هم نمی کردی!؟
اما چیزی که نمیدانی چیست تو را به هم می ر یزد!
زندگی تو را تحت تاثیر قرار میدهد.
میخواهی تمامش کنی...تمامت میکند !
میخواهی فراموشش کنی...فراموشت میکنند!
میخواهی درستش کنی ...خراب می شود!
فکر نمیکردم این قدر بزرگ بشود.
مهم بشودوهمه دنیای کوچکم را بگیرد و بزرگش کند.
بزرگ شد...به اندازه خودش بزرگم کرد...دارد تلاش میکند که بزرگم کند...
اما یک بغض کهنه... یک اندوه تمام نشدنی...!
بیا فراموش کنیم که ... اصلا بیا فراموشی را هم فراموش کنیم.
میشود من باشم وتو باشی و عشق؟؟؟
می شود همه چیز اززمین ذهنم پاک شود؟؟؟
حالا که تو هستی... عشق هم هست...من هم هستم...
پس چرا ناجور می شود؟؟؟
بیا فراموش کنیم.
فراموش کن...
فراموش میکنم...
.........................!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بازهم ریحانه!


