عمری سمندرانه در آتش گداختند
در کوره راه درد نکندند دل ز عشق
خود سوختند و با غم معشوق ساختند
شماکه وارث برحق آدمید
آخر کدام کار شما مثل آدم است؟
تا اشارات نظر نامه رسان من وتوست
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من وتوست
و تازه داشته باشد بیا گناه کنیم
با اعتماد پشت به آیینه هم مکن اینجا برادران همه مصداق خنجرند
یوسف به قعر چاه اسارت پناه برد از بیم گرگها که شبیه برادرند.
دراین زمانه بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال کلاغان قیل وقال پرست
به شب نشینی خرچنگها ی مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست
رسیده ها چه نجیب و نچیده می افتند
به پای هرزه علفهای باغ کال پرست
انسان موجود عجيبي است!
اگر به او بگوييد در آسمان خدا, يكصد ميليارد و نهصد و نود و نه
ستاره وجود دارد بي
چون و چرا مي پذيرد.
اما اگر در پاركي ببيند روي نيمكتي نوشته اند: رنگي نشويد,
فورا انگشت خود را به نيمكت مي كشد تا مطمئن شود


