تبليغاتX
شاعران پروازی
 

امیرالمومنین علی علیه السلام:

اگر به آنچه میخواستی نرسیدی ٬از آنچه هستی نگران نباش.

 

............

 

خوش به حالت که بی خبر هستی

از من و هرچه در دلم دارم

بی خیالی از اینکه همچون ابر

صبح تا شب ٬همیشه میبارم

من به مرگم سلام میگویم

تو گمان میکنی که تب دارم

باتمام وجود خود حالا

از غم زندگیت بیزارم

دوست دارم که زود از دوشت

بار سنگین خویش بردارم

وقتی از زندگی طوفانیت

پای خود را کنار بگذارم

قدر خواهی شناخت عشقم را

«به فراموشیت که بسپارم»...

 

ج.ن.گلستانی

 

.............................

و اما بعد...

گرفتارم...

روزها خوب میگذرن.کار و کار و زندگی... گرفتارم.آزاد بشم بیشتر میام ...

یا علی

+ نوشته شده در جمعه 1 اردیبهشت1391ساعت توسط ریحانه (ج.ن.گ)

امیرالمومنین علی علیه السلام:

آنرا که آشنایان برانند٬ بیگانگان پذیرا گردند.

.......................

من دوست میدارم تورا اما ... مهم نیست

وقتی جوابم را ندادی تا ... مهم نیست

وقتی کسی در خاطراتت مانده باشد

وقتی مهم باشد که باشد یا... مهم نیست!

یعنی یکی قلب تورا دزدیده از من.

یعنی - یکی - قلب - تو را- حتی مهم نیست!

مثل معما حل شدم در لحظه هایت

میسوختم! آیا ندیدی؟ یا مهم نیست!؟

باور ندارم زندگی اینقدر تلخ است

باور نکن ! چیزی برای ما مهم نیست

اصلا بیا دیگر به یاد هم نباشیم

یک چیزهایی بوده که ٬ حالا مهم نیست... .

ج.ن.گلستانی

.........................................................................................

واما بعد...

یک روز یک اربابی یک خربزه داد به غلامش.علام نشست اونو برید و با ولع شروع کرد به خوردن.ارباب دهنش آب افتاد.یک تکه از اونو برداشت خورد و دید عجب زهر ماریه! تلخ تلخ بود!! به غلامش گفت این که تلخه! چه جوری میخوری ؟ چرا هیچی نمیگی؟

غلام گفت: یک عمر از دست شما شیرینی خوردم.مرام خوبی نیست که با یک بار تلخی گله کنم!

 

.......................

 

با مرام باشید و مهربان...

 

یا علی

+ نوشته شده در چهارشنبه 23 فروردین1391ساعت توسط ریحانه (ج.ن.گ) |

 

امیرالمومنین علی علیه السلام:

از کار خیر خود داری مکن حتی اگر کسی قدر آن را نداند.

 

.........

برای پلنگ من که به قول خودم:یک گونهء ناب نادر٬یک ببر مازندرانیست!

 

از پشت کوه آمده بیرون پلنگ من

با غرشی شبیه شبیخون ٬ پلنگ من

دشتی پر از غزال غزلخوان اسیر او

دشتی غزال٬عاشق و مجنون٬پلنگ من ـ

زل میزند به دشت٬ به سیل غزالها

با طعم تلخ دانهء زیتون٬ پلنگ من

او بی خیال میگذرد از کنار دشت

دشتی غزال عاشق دلخون٬پلنگ من ـ

آرام میخرامد و صید از پیش دوان

من غرق اشتیاق٬که اکنون پلنگ من ـ

تندیسی از غرور٬نشسته مقابلم

تنها به عشق من شده مجنون٬پلنگ من...

(ج.ن.گلستانی)

 

................................................

 

ملا لوچ بود٬یعنی چشمهاش تا به تا و چپ و چیل بود.هر روز که می رفت خونه عادت داشت یک چیزی بخره و با خودش ببره خونه.یک روز اتفاقی دست خالی رفت خونه.در زد.زنش در خونه رو به روش بازکرد و طبق عادت به دستش نگاه کرد ببینه چی آورده! وقتی دید دستش خالیه به صورتش نگاه کرد و یهو داد زد که ای واااااااااااااااااااااااااااااااااااااای مرد تو که لوچ هم بودی!!

 

........

 

والسلام.

 

درپناه حق باشید انشاالله

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 16 فروردین1391ساعت توسط ریحانه (ج.ن.گ) |

 

امیرالمومنین علی علیه السلام:

هیچ کار نیکی را از روی خودنمایی انجام مده و از روی شرم آن را وامگذار.

(غررالحکم/ج۱/باب الریا/ش ۹/۳۴۶۲)

 

........................

یارب این نو گل خندان که سپردی به منش

میسپارم به تو از چشم حسود چمنش

گرچه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور

دور باد آفت دور فلک از جان و تنش

گر به سرمنزل سلمی رسی ای باد صبا

چشم دارم که سلامی برسانی ز منش

به ادب نافه گشایی کن از آن زلف سیاه

جای دلهای عزیز است به هم بر مزنش

...

هر که ترسد زملال انده عشقش نه حلال!

سر ما و قدمش یا لب ما و دهنش... 

(حافظ)

 

...........

 

و اما بعد...

 

داشتم به این حرف فکر میکردم:

(کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا...)

دور و برتونو نگاه کنین.هر لحظه داره اتفاق میفته.

من براتون نمیگم.مصداقهاشو پیدا کنین و بهش فکر کنین.

 

.....

 رفتم کربلا! زیارت ... چه زیارتی...

جای همتون خالی!

ممنون که تحملم میکنید!

یا علی

+ نوشته شده در پنجشنبه 8 دی1390ساعت توسط ریحانه (ج.ن.گ) |