امیرالمومنین علی علیه السلام:
هیچ کار نیکی را از روی خودنمایی انجام مده و از روی شرم آن را وامگذار.
(غررالحکم/ج۱/باب الریا/ش ۹/۳۴۶۲)
........................
یارب این نو گل خندان که سپردی به منش
میسپارم به تو از چشم حسود چمنش
گرچه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور
دور باد آفت دور فلک از جان و تنش
گر به سرمنزل سلمی رسی ای باد صبا
چشم دارم که سلامی برسانی ز منش
به ادب نافه گشایی کن از آن زلف سیاه
جای دلهای عزیز است به هم بر مزنش
...
هر که ترسد زملال انده عشقش نه حلال!
سر ما و قدمش یا لب ما و دهنش...
(حافظ)
...........
و اما بعد...
داشتم به این حرف فکر میکردم:
(کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا...)
دور و برتونو نگاه کنین.هر لحظه داره اتفاق میفته.
من براتون نمیگم.مصداقهاشو پیدا کنین و بهش فکر کنین.
.....
رفتم کربلا! زیارت ... چه زیارتی...
جای همتون خالی!
ممنون که تحملم میکنید!
یا علی
از دست دادن دوستان غربت است.
...............
پیشانی ام را بوسه زد در خواب هندویی
شاید از آن ساعت طلسمم کرده جادویی
شاید از آن پس بود که احساس می کردم
در سینه ام پر می زند شب ها پرستویی
شاید از آن پس بود که با حسرت از دستم
هر روز سیبی سرخ می افتاد در جویی
از کودکی دیوانه بودم، مادرم می گفت:
از شانه ام هر روز می چیده ست شب بویی
نام تو را می کَند روی میزها هر وقت
در دست آن دیوانه می افتاد چاقویی
بیچاره آهویی که صید پنجه ی شیری است
بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی
اکنون ز تو با نا امیدی چشم می پوشم
اکنون ز من با بی وفایی دست می شویی
آیینه خیلی هم نباید راست گو باشد
من مایه رنج تو هستم، راست می گویی
فاضل نظری
.............................
واما بعد...
از این ستون تا اون ستون فرجه!
یکی محکوم بود به اعدام.بستنش به ستون و بهش گفتن اگه حرفی برای گفتن داری یا خواسته ای داری در این آخرین لحظات عمرت بگو.
گفت اگه میشه منو از این ستون باز کنید و به ستون دیگه ای ببندید!
گفتن این چه خواسته ایه!؟!!؟؟!!
گفت همین! من همینو میخوام!!
خلاصه بازش کردن و بستن به ستون دیگه.تو این فاصله از اقبال خوشش یک پیک رسید که دست نگهدارید و اعدامش نکنید که بخشیده شده!
معطل شدن اونها برای جا به جا کردنش جونشو نجات داد.
اینجاست که میگن از این ستون به اون ستون فرجه!
................
مدتی نیستم.
بسیار گرفتارم.
شرمنده همراهانی که به من سر زدن و میزنن.
به وبلاگ یه دوست مراجعه کردم و نتونستم نظرمو ثبت کنم.از ایشون ممنونم.
یا علی
در پناه خالق یکتا
آگاه باشید دنیا سرایی است که در آن هیچ کس جز با زهد در امان نیست...
........
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
...
نا امیدم مکن از سابقهء لطف ازل
تو پس پرده چه دانی که که خوبست و که زشت؟
...
حافظ
...................
و اما بعد...
زمینش رو فروخت و اسب خرید!
گفتند: آنچه به او کود میدادی و او به تو جو میداد فروختی و چیزی
خریدی که به او جو میدهی و او به تو کود میدهد!!!
......
به شما سر میزنم.
گرفتارم.
در پناه حق باشید
یا علی
امیرالمومنین علی علیه السلام:
به خطر نینداز چیزی را برای رسیدن به بیشتر از آن.
غررالحکم/ج1
......................
ما چون دو دریچه روبروی هم
آگاه ز هر بگو مگوی هم
هر روز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرار روز آینده
...
اکنون دل من شکسته و خسته است
زرا یکی از دریچه ها بسته است
نه مهر فسون نه ماه جادو کرد
نفرین به سفر که هرچه کرد او کرد...
.........................
و اما باز هم بعد...
یه پیر مرد بود با محاسن خیلی بلند.
یه روز یکی ازش پرسید پدر جان وقتی میخوابی ریشتو زیر پتو میزاری
یا روی پتو؟؟؟!
پیر مرد که تا حالا به این موضوع فکر نکرده بود گفت: نمیدونم فرزند!
اما بشنوید از پیر مرد که از اون به بعد یه شب خواب خوش نداشت!
تا صبح به این فکر میکرد که ریششو بذاره زیر پتو یا روی پتو!!!!
دقدقه ها!!!
................
در پناه حق باشید
یا علی